بخش اول
روزنامه شرق
شاهین چراغى*: روند حركتى بورس از سال ۷۰ به بعد حاكى از تغییرات تدریجى بازار سرمایه است گرچه روند تغییرات در دو تا سه سال اخیر تسریع یافته است اما وجود بحران در هر یك از دوران ها موجب تغییراتى در ساختار بازار سرمایه شده است. تحولات اخیر در بورس را مى توان به منزله لزوم تشكیل تحلیلگران مالى در بازار دانست. در حال حاضر بزرگترین جامعه تحلیلگران بازار با بیش از یازده هزار عضو در بازار بورس نیویورك وجود دارد كه همانند حسابداران خبره مى بایست از عهده امتحانات كتبى برآیند تا بتوانند گواهى تحلیلگرى مالى CHARTERED FINANCIAL ANALYST یا اختصاراً CFAرا دریافت نمایند. این تحلیلگران ملزم به رعایت اصول و موازین اخلاقى و رعایت رفتار حرفه اى هستند. تحلیلگران مسائل سیاسى، «اقتصادى» و... حتى توانایى مدیریت را با توجه به دانش فنى مورد ارزیابى قرار مى دهند. لذا به نظر مى رسد تاكنون نقش تحلیلگران بازار را یا كارگزاران و یا مدیران اقتصادى كشور به عهده داشته اند لذا تحولات ماه هاى قبلى لزوم ایجاد تشكل را براى بازار بورس حیاتى كرده است چرا كه اصولاً در تمام دنیا مردم در زمان بحران هاى سیاسى و یا اقتصادى نسبت به نقد كردن سرمایه گذارى ها علاقه نشان مى دهند، در چهارشنبه هفته ماقبل قیمت سهام بانك پارسیان به حدود ۱۸۵۰ ریال رسید، این درحالى است كه با توجه به سود خالص این بانك، بازدهى سهامدار با توجه بهEPS آن حدود ۳۰ درصد خواهد بود، اما چرا سهامداران این بانك ترجیح مى دهند سهام بانك را به فروش رسانده و وجوه نقد خود را در بانك پارسیان با نرخ ۱۹ درصد سپرده گذارى كنند؟ جدا از اثرات مالیاتى و صرف ریسك، به راستى چرا مردم به خرید سهام بانك هاى جدید علاقه نشان مى دهند، چرا بانك سرمایه در مدت چهار ساعت پذیره نویسى آن خاتمه یافت؟ آیا بانك هاى در شرف تاسیس بازدهى بیش از حد متعارف را خواهند داشت؟ آیا بانك هاى خصوصى فعلى حداقل از لحاظ سرعت عمل و استفاده از فرصت هاى موجود فعلى اقتصادى كشور چهار سال مالى جلوتر از بانك هاى در شرف تاسیس نیستند؟ پس چرا مردم همچنان ترجیح مى دهند در بازار اولیه سرمایه گذارى كنند؟ به نظر مى رسد خاطره خوش سهامداران از افزایش قیمت سهام بانك هاى خصوصى این انتظار را براى همه ایجاد مى كند كه بانك هاى در شرف تاسیس حداقل چند صد درصد بازدهى را به همراه دارند؟ پس آنچه كه هنوز مشخص است این است كه مردم به بازار سرمایه علاقه نشان مى دهند. روند كنونى افت شاخص و قیمت سهام، حاكى از عدم اعتماد كارشناسان بازار سرمایه و مدیران شركت هاى سرمایه گذارى، بانك ها و... به ارزش ذاتى سهام شركت هاى بورسى است. این درحالى است كه قیمت هاى فعلى سهام منعكس كننده ارزش ذاتى بسیارى از سهام است. اما مرجعى مشخص و یا نظر كارشناسى قابل استناد بر این ادعا وجود ندارد. شاید بتوان تاثیرات كاهش بى رویه قیمت ها را همانند اثر سوختگى دانست كه اثرات آن سال ها بر اقتصاد كشور نمایان خواهد بود اما اثرات مستقیم آن قطعاً برارزش دارایى هاى دولت، بانك ها، بیمه ها و صندوق هاى بازنشستگى بیشتر نمایان خواهد شد. اصولاً در تمام دنیا در زمان افت شاخص و نزول قیمت سهام، بانك ها، شركت هاى سرمایه گذارى، بیمه ها، هلدینگ ها و صندوق هاى بازنشستگى به طور فعال ترى وارد بازار مى شوند و نسبت به كنترل قیمت به جهت كنترل ارزش سهام شركت هاى زیرمجموعه خود اقدام مى كنند. اما در ایران از سازمان بورس توقع جلوگیرى از سقوط قیمت ها رادارند. وجود سهام شناور پایین در بورس ایران در زمان ریزش قیمت براى بورس یك نكته مثبت است چرا كه سرمایه گذار عمده به راحتى مى تواند عرضه و تقاضاى سهام را تحت كنترل درآورد. دفاع غیركارشناسى از روند سقوط قیمت ها و طبیعى جلوه دادن وضعیت روانى فعلى بورس همان قدر ساده فكرى است كه در حال حاضر تمام مسئولیت بحران را به دبیركل نسبت مى دهند. ایرانى ها همیشه بدون توجه و ریشه یابى عوامل ایجاد بحران، به دنبال یك مقصر یا طى كردن كوتاه ترین مسیر هستند. به نظر مى رسد با نگاهى سیستماتیك به تركیب اعضاى محترم شوراى بورس كه از نماینده دادستان كل كشور، نماینده اتاق بازرگانى ، نماینده وزیر اقتصاد و دارایى و... تشكیل شده، همچنین تركیب هیات محترم مدیره بورس، حاكمیت مطلق سیستم بانكى كشور بر سازمان بورس را نمى توان انكار كرد. كاهش شدید و ركود بخش ساخت وساز و صنایع زیردستى به مراتب تاثیرات مخرب ترى بر اقتصاد كشور وارد كرد تا وضعیت فعلى كاهش قیمت ها در بورس پس انصاف را پیشه كرده و ریشه یابى شود كه مجموع تصمیم گیرى تمام مدیران منجر به بحران روانى فعلى در بورس شده است. آیا در مواقع بحرانى اینچنین، نباید چهار عضو هیات مدیره بانكى بورس به همراه مدیران شركت هاى سرمایه گذارى و مدیران صندوق هاى بازنشستگى نسبت به قبول سهم خود در ایجاد حباب قیمت ها مسئولیت بپذیرند. با توجه به اینكه عوامل مختلف را مى توان در كاهش شاخص تاثیرگذار دانست در این میان از نقش سازمان خصوصى سازى در واگذارى گران سهام به مردم صحبتى به میان نمى آید؟ آیا به راستى دبیركل مسئول تزریق خون اضافى بر پیكر نحیف بورس در سال گذشته بوده است؟ آیا در دو تا سه سال گذشته تمام هم و غم دولت رسیدن به عددتعهد قانون بودجه در واگذارى سهام شركت ها از طریق بورس نبود، در كدام یك از واگذارى ها مردم یا شركت هاى سرمایه گذارى سود بردند؟ در زمانى كه بازار كاهش شاخص را تجربه مى نمود سازمان خصوصى سازى ساز خود را كوك مى كرد؟ پس دور از انصاف و مردانگى است كه وضعیت فعلى بورس را به گردن یك سازمان و یا یك شخص انداخت؟ آیا انصافاً كیفیت اطلاع رسانى فعلى با كوتاه ترین زمان از طریق اینترنت، در اختیار عموم قرار گرفتن گزارشات، درج و پذیرش شركت ها، استاندارد نمودن فرم گزارشات و تعدیلات سود، اعلام معاملات چرخشى، ایجاد آزمون جهت معامله گران و ارتقاى تركیب اعضاى هیات مدیره شركت هاى كارگزارى و... مربوط به دوره تصدى دبیركل فعلى نیست. گرچه با تمام نكات مثبت نقایص را هم باید قبول كرد. در كشورى كه هر سازمان، نهاد و وزارتخانه اى ساز خود را كوك مى كند و مردان پولى كشور بر بازار سرمایه احاطه دارند و شوراى بورس متولى قانونگذارى و نظارت بر سازمان بورس است آیا یك فرد یا سازمان تقصیر دارد؟ یا مجموعه اى از عوامل و روابط شبكه اى تاثیرگذار است؟ كاهش شدید ارزش سهام واسطه گرهاى مالى كه سهم عمده اى در بازار دارند را نمى توان تنها به عوامل برونى كه ناشى از سیاست هاى كشور یا انتخابات و... است مرتبط دانست و همزمانى عوامل برون زا با فشار شدید و بحق نمایندگان سازمان بورس جهت رعایت استانداردهاى گزارش گرى صورت هاى مالى تلفیقى در مجامع عمومى كه منجر به حذف سودهاى كاذب در معاملات سهام بین شركت هاى زیرگروه مى شد را هم مى توان به تمام عوامل فوق اضافه كرد. گرچه بسته بودن نماد بسیارى از شركت هاى واسطه گرى براى مدت زمانى طولانى را معلول پافشارى سازمان بورس بر شفاف نمودن صورت هاى مالى مى توان دانست كه به محض باز شدن نماد موجب ریزش قیمت مى شد. اولین بار تشكیل حباب قیمت را دبیركل در روزنامه ها و میزگردها و اخبار سراسرى شبكه دو سیما در تابستان ۸۲ اعلام كردند و به مردم هشدار دادند كه از كارشناسان در خرید سهام بهره بگیرید، اما كارشناسان نیز تحت تاثیر هیجانات بازار قرار گرفته بودند. اختیارات قانونى دبیركل در سازمان بورس چه میزان است؟ نقش رئیس كل بانك مركزى به عنوان رئیس شوراى بورس و سیستم بانكى كشور و احاطه هیات مدیره بورس توسط سیستم بانكى با داشتن چهار عضو هیات مدیره و داشتن حداكثر آرا در هیات مدیره چه بوده است؟ در زمان منازعات آقاى میرمطهرى با آقاى شیرانى (مدیر عامل اسبق بانك سپه و رئیس هیات مدیره قبلى بورس) در خصوص خرید و انتقال سهام به شركت سرمایه گذارى امید توسط بانك سپه و مخالفت دبیر كل وقت، جلسه هیات مدیره بدون دعوت از دبیر كل تشكیل شد. اى كاش به جاى افزایش بى رویه رشد شاخص در سال۸۱ و ۸۲ كه تمام مردان اقتصادى كشور در آن كم تقصیر نبودند، روند با نرخ تغییر مثبت اما متعادل مسیر خود را طى مى كرده در آن زمان تعدیل جزیى EPS شركت هاى سیمانى گاه موجب بالا رفتن ۵۰درصد افزایش قیمت سهام این شركت ها مى شد و عملاً با توجه به وجود سهام شركت هاى سیمانى در تمام پرتفوى شركت هاى سرمایه گذارى همگى از جمله مدیر و سهامدار خوشحال و مسرور بودند.
* رئیس هیأت مدیره كارگزارى مهرآفرین
|+|
نظرات ()
نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه 19 مهر 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ
تبلیغات 
